معنی تسجیم
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) روان کردن اشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). روان کردن اشک و آب باران و جز آن. (از متن اللغة) (المنجد). و رجوع به تسجام شود.
کلمات همقافیه با «تسجیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر