معنی تستر
5 بازدید
[ تَ سَ ت تُ ] (ع مص) در پرده شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پوشیده شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || پرهیز کردن. || دور داشتن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تُ تَ ] (اِخ) بزرگترین شهر کنونی خوزستان و این معرب شوشتر است... (معجم البلدان). شهری است و آن را ششتر به دو شین گفتن لحن است. گویند نخستین باره ای که بعد طوفان احداث یافته بارهٔ آن شهر است. (منتهی الارب). شهری است مشهور از آنجاست سهیل بن عبداللََّه تستری... و ششتر به هر دو شین خطاست چنانکه صاحب قاموس گفته و می تواند بود که ششتر فارسی باشد و تستر عربی و در فارسی آنرا شوشتر نیز گویند. (آنندراج). و رجوع به المعرب جوالیقی ص ۳۸ و ص ۹۱ پ و تاریخ سیستان ص ۷۵، ۱۱۵ و ۲۴۸ و تاریخ گزیده ص ۵۵۴ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۱۰۹، ۱۱۲، ۱۸۹، ۲۱۵ و ۲۱۸ و شدالازار ص ۵۳۵ و تاریخ جهانگشای ج ۱ ص ۲۵ و ج ۲ ص ۱۵۳، و ۲۰۴ و رودکی ص ۱۳۱ و تاریخ عصر حافظ ص ۳۹۸، ۳۹۹، ۴۰۶، ۴۰۷ و معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی و شوشتر شود.
کلمات همقافیه با «تستر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر