معنی تزیین دادن
5 بازدید
[ تَ زْ دَ ] (مص مرکب) آراستن. آرایش دادن. زینت دادن : مسافری تو و گرد جهان مسافروار همی شوی و جهان را همی دهی تزیین. امیر معزی (از آنندراج). ادب ملاحظه می کرده ام که تا غایت نداده ام به ثنای تو شعر را تزیین. آصفخان جعفر (از آنندراج). و رجوع به تزیین در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تزیین دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر