معنی تزغو
8 بازدید
[ تَ ] (اِ) ذخیره و آذوقه و تزقو. (ناظم الاطباء). بلوشه در شرح لغات و اصطلاحات جامع التواریخ رشیدی این کلمه را معرب توسخوی مغولی و بمعنی نزل آورده است. رجوع به توضیحات بلوشه درج ۲ ص ۲۷ جامع التواریخ رشیدی و ترغو در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تزغو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غو» برای سرودن شعر