معنی تزغ
9 بازدید
[ تَ ] (اِ) چوب تاغ را گویند و آن هیزمی است که آتش آن بسیار بماند و بضم اول هم بنظر آمده است. (برهان) (آنندراج). در برهان بمعنی چوب تاغ آورده (انجمن آرا). هیزم را گویند. (اوبهی). چوب تاغ که آتشش مدتی میماند. (ناظم الاطباء). رجوع به تاغ و تاق در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تزغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زغ» برای سرودن شعر