معنی تزریق
3 بازدید
[ تَ ] (مص) ریا و نفاق و دروغ و کسی را به ریا و نفاق و دروغ نسبت کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج).[ تَ ] (مص) درچکانیدن. داخل کردن داروی مایع در زیر پوست بدن یا در داخل رگ بوسیلهٔ سوزن مخصوص آمپول زدن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «تزریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر