معنی تزرج
13 بازدید
[ تِ زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان رابر، در بخش بافت شهرستان سیرجان که در ۳۶ هزارگزی خاور بافت و ۲ هزارگزی راه مالرو بافت به رابر قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ۴۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آنجا غله و حبوبات است شغل مردم آنجا زراعت و از طایفهٔ فلاحی هستند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ تِ زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان طارم، در بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که در ۳۶ هزارگزی باختری حاجی آباد، بر سر راه مالرو طارم به درگاه قرار دارد. کوهستانی و گرمسیر است و ۳۲۸ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آنجا خرما و غله و شغل مردم آنجا زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ تِ زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حصن در بخش زرند شهرستان کرمان که در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری زرند و ۱۰ هزارگزی باختر زرند رفسنجان قرار دارد. جلگه ای معتدل است و ۱۵۹ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آنجا غله و حبوبات و پسته و پنبه است. شغل مردم آنجا زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ تِ زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سربنان در بخش زرند شهرستان کرمان که در ۴۸ هزارگزی خاوری زرند و ۶ هزارگزی خاور راه مالرو زرند به راور قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ۵۰ تن سکنه دارد آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و حبوبات است شغل مردم آنجا زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ تِ زِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سبلوئیه در بخش زرند شهرستان کرمان که در ۳۰ هزارگزی جنوب باختری زرند و ۱۰ هزارگزی باختر راه مالرو زرند به رفسنجان واقع است و ۱۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «تزرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر