معنی تزر
10 بازدید
[ تَ زَ ] (اِ) خانهٔ تابستانی و ییلاقی. || کرسی مملکت و تختگاه. (ناظم الاطباء). و رجوع به تجر و طزر شود.
کلمات همقافیه با «تزر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زر» برای سرودن شعر