معنی تر و تازه کردن
6 بازدید
[ تَ رُ زَ / زِ کَ دَ ] (مص مرکب) سرد کردن. (ناظم الاطباء). || آراستن و پیراستن و به صفا و جلوه آوردن. خوش و شاداب کردن. رجوع به تر و تازه و تر شود.
کلمات همقافیه با «تر و تازه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر