معنی تر و تازه
5 بازدید
[ تَ رُ زَ / زِ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب) ضد پژمرده. شاداب. سبز و خرم. خوش : روزگاری چنین تر و تازه نوبهاری چنین خوش و خرم.مسعودسعد. گر همی خواهی ترا نخلی کنند شرقی و غربی ز تو میوه چنند یا در آن عالم حقت سروی کند تا تر و تازه بمانی تا ابد.مولوی. و رجوع به تر و تازه کردن شود.
کلمات همقافیه با «تر و تازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر