معنی تر داشتن
6 بازدید
[ تَ تَ ] (مص مرکب) تازه و آبدار کردن. -تر داشتن زبان؛ رطب اللسان : تا زبان دارم زیبد که زبان به ثنا گفتن او دارم تر.فرخی. روز و شب پیش همه خلق زبان به ثنا گفتن او دارد تر.فرخی. فرخی، زیبد و واجب بود و هست سزا که همه سال بدین شکر زبان داری تر. فرخی. و رجوع به تر شود.
کلمات همقافیه با «تر داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر