معنی ترگونه
5 بازدید
[ تَ نَ / نِ ] (ص مرکب) اندکی مرطوب. کمی نمدار: روز شنبه نهم ماه رجب میان دو نماز بارانکی خرد خرد می بارید چنانکه زمین ترگونه می گردید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۶۱) و رجوع به تر شود.
کلمات همقافیه با «ترگونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر