معنی ترگون
4 بازدید
[ تَ ] (اِ) دوال فتراک. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۷۸) (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) (صحاح الفرس) (برهان) (فرهنگ رشیدی). فتراک. (فرهنگ جهانگیری). دوال و فتراک. (آنندراج) (ناظم الاطباء). و به ترکی قنجغه گویند. (برهان). مننسکی از فرهنگ شعوری نقل کرده که این لغت تاتاری است و آنرا قنجوغه به زیادت واو قبل از غین نیز نویسند. (حاشیهٔ برهان چ معین): تا بدر پادشاه عادل رفتند بسته به ترگون درون، فضول و خطا را. منجیک (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۷۸).
کلمات همقافیه با «ترگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر