معنی ترکدار
5 بازدید
[ تَ ] (نف مرکب) کسی که خود بر سر نهاده باشد. (ناظم الاطباء). دارندهٔ ترک. خود پوشیده : بریده ز هر سو سر ترکدار پراکنده خفتان همه دشت و غار.فردوسی. به هر گام بی تن سری ترکدار بد افکنده چون مجمر زرنگار. (گرشاسب نامه). چو جنگی سواران فزون از شمار زره پوش و جوشن ور و ترکدار. (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «ترکدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر