معنی ترکجوش
6 بازدید
[ تُ ] (اِ مرکب) گوشت نیم پخته. (برهان) (ناظم الاطباء). لحم نیم خام چه ترکان نیم خام گذارند و می گویند گوشت مهرا قوت نمی باشد. (فرهنگ رشیدی) (از آنندراج). کنایه از یخنی نیم خام است. چه ترکان گوشت را نیم خام خورند و نمی گذارند که مهرا سازند و می گویند گوشت مهرا شده را قوت نمی باشد. (انجمن آرا): ترک جوشی کرده ام من نیم خام از حکیم غزنوی بشنو تمام.مولوی. بس بجوشیدی در این عهد مدید ترک جوشی هم نکردی ای قدید. مولوی.
کلمات همقافیه با «ترکجوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر