معنی ترکان خاتون
8 بازدید
[ تَ ] (اِخ) بنت طغماج خان بن بوغراخان و زوجهٔ ملکشاه سلجوقی بود. چون وی خواهان آن بود که فرزندش محمود با وجود صغر سن به ولایت عهدی ملکشاه برگزیده شود و خواجه نظام الملک وزیر به فرزند دیگر ملکشاه، برکیارق نظر داشت غبار کدورت و نزاع میان خواجه و ترکان خاتون برخاست. وی زبان به سعایت و بدگویی از خواجه بگشاد و در ملکشاه مؤثر افتاد تا آنکه تاج الملک ابوالغنایم قمی را که صاحب دیوان ترکان خاتون بود بجای نظام الملک برگماشت و ترکان خاتون بسال ۴۸۰ هـ . ق. همراه دخترش که بعقد مقتدی خلیفهٔ عباسی درآمده بود به بغداد رفت و خلیفه او را با اعزاز و اکرام بسیار پذیرفت و چون ملکشاه سلجوقی درگذشت برکیارق در اصفهان افسر پادشاهی بر سر نهاد. اما ترکان خاتون از خلیفه التماس نمود که محمود فرزندش را قایم مقام پدر گرداند. نخست خلیفه بسبب صغر سن از این کار اعراض نمود ولی بالاخره اصرار و الحاح ترکان خاتون مؤثر شد ترکان خاتون سرهنگی باصفهان روان کرد برکیارق به ری گریخت و چون ترکان خاتون این خبر بشنید به اصفهان شتافت و محمود را به سلطنت رسانید. برکیارق پس از چندی باصفهان حمله برد و ترکان خاتون پانصد هزار دینار از متروکات ملکشاه بوی تسلیم کرد که دست از محاصره و جدال بردارد. ترکان خاتون در حدود سنهٔ ۴۸۶ هـ . ق. درگذشت. و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۱۴، ۴۹۳ و ۵۰۱. و تاریخ الخلفا ص ۲۸۲ شود.[ تَ ] (اِخ) دختر ارسلان خان و زوجهٔ سلطان سنجربن ملکشاه سلجوقی بود که بسال ۵۳۵ هـ . ق. پس از استیلای گورخان پادشاه قراختای بر سنجر، باسارت گورخان درآمد و گورخان او را حریف مجلس بزم خویش ساخت وی بسال ۵۵۱ هـ . ق. در اسارت ترکان درگذشت. و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۵۰۹ و ۵۱۲. و اخبار دولت سلجوقی ص ۹۲ و ۹۴ شود.[ تَ ] (اِخ) مادر سلطان محمد خوارزمشاه دختر یکی از امرای ترک بود و چون قبول همسری سلطان تکش نمود کسان و نزدیکان خود را در کارهای دولتی دخالت داد و هر ناحیه ای که بدست تکش یا سلطان محمد گشوده می شد، یکی از خواص ترکان خاتون بحکومت آن منسوب می گشت. این زن با آنکه از کفایت و تدبیر بهرهٔ کافی داشت بواسطهٔ قرابت با ترکان قنقلی و دخالت دادن ایشان در امور مملکت و استبداد رای و علاقه ای که به خونریزی و عیاشی داشت موجبات زوال دولت سلطان محمد خوارزمشاه را فراهم می ساخت. خاصه آنکه غایرخان که گویا برادرزادهٔ ترکان خاتون و از نزدیکان وی بود بکمک عمهٔ خود تجار مغول را بکشت و اموال آنان را تصرف کرد و موجب شعله ور ساختن آتش جنگ چنگیزخان در ایران گردید و هم این زن خونریز و خودخواه و اقارب وی بودند که اسباب عمدهٔ شکست کار خوارزمشاه را فراهم ساخته اند ترکان خاتون پس از انهزام سلطان محمد و فرار وی به جزیرهٔ آبسکون از خوارزم حرکت کرده به خراسان و سپس به مازندران گریخت و در قلعهٔ ایلال از قلاع ولایت لاریجان متحصن گردید. مغول این قلعه را در سال ۶۱۷ هـ . ق. محاصره کرد و پس از چهار سال ترکان خاتون تسلیم گردید و باسارت لشکریان چنگیزخان درآمد و بامر چنگیزخان به قراقروم گسیل گردید و در آن شهر بسال ۶۳۰ هـ . ق. درگذشت. و رجوع به تاریخ مغول اقبال و حبیب السیر ج ۲ ص ۶۵۰، ۶۵۲، ۶۵۳ و ج ۳ ص ۴۵ شود.[ تَ ] (اِخ) خواهر اتابک یزد علاءالدین و زوجهٔ اتابک محمدبن سعدبن ابی بکر (۶۵۸ -۶۶۰ هـ . ق.) بود چون ابوسعد درگذشت پسر صغیرش محمد نامزد اتابکی شد و بعلت خردسال بودن مادر او ترکان خاتون بتدبیر ملک قیام کرد و با کفایت بسیار زمام امور مملکت اتابکان سلغوری را در دست گرفت و به هلاکوخان مغول اظهار خدمت نمود و هلاکو هم فرمان حکومت فارس را بنام پسرش محمد صادر کرد ولی محمد بعد از دو سال درگذشت ترکان خاتون و امرای دولت محمدبن سلغوربن سعد زنگی را به اتابکی برداشتند و چون دست به ستم و لهو و لعب گشاد ترکان خاتون با آنکه دختر خود را بعقد وی درآورده بود با امرای قوم همدست شد و محمد را دستگیر کرد و بخدمت هلاکو فرستاد و امرا را به آوردن سلجوقشاه که در قلعه اصطخر محبوس بود گسیل داشت سلجوقشاه با احترام به شیراز آمد و بر کرسی اتابکی نشست و ترکان خاتون را بزوجیت گرفت و بهنگام مستی غلامی را به کشتن ترکان خاتون که خیال نفاق در سر داشت مأمور کرد و غلام هم ترکان خاتون را بقتل رسانید. و رجوع به تاریخ مغول اقبال و حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۵۶۴ -۵۶۷ شود.[ تَ ] (اِخ) دختر سلطان جلال الدین منکبرنی بود که هلاکوخان مغول در سال ۶۵۶ هـ . ق. بپاس خدمات الملک الصالح پسر بدرالدین لؤلؤ یکی از ملوک ایوبی، او را بزوجیت به الملک الصالح داد. هنگامی که قوبیلای قاآن بر تخت خانی مغول جلوس کرد و سلطنت ممالک بین جیحون و شام و مصر را به هلاکوخان سپرد، هلاکوخان حکومت کرمان را به ترکان خاتون داد. و رجوع به تاریخ مغول اقبال و حبیب السیر ج ۳ ص ۹۷ شود.[ تَ ] (اِخ) قتلق ترکان ، دختر براق حاجب و زوجهٔ قطب الدین سلطان بود و پس از درگذشت شوهرش قطب الدین محمد سلطان بن حمیر تاینکو بامر هلاکو تاج ایالت کرمان را به فرزند خود حجاج سلطان تفویض کرد و خود به ضبط امور ملک و مال پرداخت تا آنگاه که حجاج سلطان نسبت به ترکان خاتون بی حرمتی آغاز نهاد ترکان خاتون متوجه اردو گشت و حجاج سلطان متوحش و متواری شد و به هند روی آورد و با سپاهی از هندیان متوجه کرمان گشت و در بین راه درگذشت و ترکان خاتون نزدیک بیست و شش سال حکومت کرمان را در دست داشت. (۶۵۶ -۶۸۲ هـ . ق.). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۶۸ -۲۶۹ و قتلق ترکان و جهانگشای جوینی ج ۲ شود.
کلمات همقافیه با «ترکان خاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر