معنی ترویض
5 بازدید
[ تَ رْ ] (ع مص) نیک رام کردن ستور. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ریاضت دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مرغزار کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). مرغزار ساختن زمین را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مانند روضه ساختن باران، زمین را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || روضه ساختن زمین بی آب و گیاه را. (از اقرب الموارد). || لازم گرفتن مرغزار را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
کلمات همقافیه با «ترویض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر