معنی تروند
5 بازدید
[ تَ وَ ] (اِ) ترونده. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). میوهٔ نورس و نوباوه را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). میوه ای را گویند که نخست رسیده باشد و آنرا نوباوه نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری). نوباوه. (فرهنگ رشیدی). میوهٔ رسیده که آنرا نوبر و نوباوه نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). || بمعنی ترفنده است. (فرهنگ جهانگیری). مرادف ترفند و ترفنده نیز گفته اند. (فرهنگ رشیدی). ترب. (شرفنامهٔ منیری). بمعنی مکر و حیله و تزویر و دروغ و فریب باشد. (برهان). مکر و حیله و تزویر. || فسانه. || محال. || بیهوده و وعدهٔ دروغ و شکستن عهد. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترونده شود.
کلمات همقافیه با «تروند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر