معنی ترنیان
4 بازدید
[ تَ ] (اِ) مصحف تریان. (حاشیهٔ برهان چ معین). طبقی باشد که از شاخهای بید ببافند و آنرا جهیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری). سبدی و طبقی باشد پهن که از چوب شاخهای بید بافند. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). و به تقدیم تحتانی بر نون هم بنظر آمده است که بر وزن نریمان باشد. (برهان) (از انجمن آراء) (از آنندراج). و رجوع به تریان و ترینان شود.
کلمات همقافیه با «ترنیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر