معنی ترنی
5 بازدید
[ تَ رَنْ نی ] (ع مص) پیوسته نگریستن به سوی محبوب خود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ تُ نا ] (ع اِ) کنیز و زن فاجر و حرامکار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ابن ترنی؛ لئیم و ناکس. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و یقال؛ ترنی و ابن ترنی، ولدالبغی. (تاج العروس). زن فاجره، زن زناکار: ابن ترنی؛ فرزند زن زناکار که پدرش معلوم نباشد. (از متن اللغة ج ۱ ص ۳۹۵).[ تِ ] (اِخ) شهر و مرکز ولایتی است در ایالت اومبری ایتالیا که ۸۴۴۰۰ تن سکنه دارد. این شهر در حوالی آبشار ولینو واقع است و دارای کارخانهٔ تصفیهٔ فلزات میباشد.
کلمات همقافیه با «ترنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر