معنی ترنانه
6 بازدید
[ تَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) نانخورش را گویند و آنرا به تازی ادام خوانند. (فرهنگ جهانگیری). نان خورش را گویند یعنی هر چیز که آن را با نان توان خورد همچو ماست و پنیر و دوشاب و مانند آن و به عربی ادام خوانند. (برهان). ادام و نانخورش. (ناظم الاطباء). بمعنی نانخورش است یعنی چیزی که نان را تر کند و بعربی ادام خوانند. (انجمن آرا) (آنندراج). نان با نانخورش. (فرهنگ رشیدی) (غیاث اللغات). ضد خشکنانه. (فرهنگ رشیدی): سائلی آمد بسوی خانه ای خشک نانی خواست با ترنانه ای. مولوی (از فرهنگ جهانگیری). چون روز گردد می رود از بهر کسب و بهر کد تا خشکنانه او شود از مشتری ترنانه ای. مولوی (از فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «ترنانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر