معنی ترناس.

معنی ترناس.

8 بازدید
[ تَ ] (اِ صوت) صدایی را گویند که هنگام تیرانداختن از چلهٔ کمان برآید. (فرهنگ جهانگیری). (فرهنگ رشیدی). صدا و آوازی باشد که بوقت تیرانداختن از چلهٔ کمان برآید. (برهان) (ناظم الاطباء). صدای انداختن تیر از چلهٔ کمان را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). اما در شعر فردوسی و اسدی که شاهد آورده اند سرپاس دیده شده به معنی گرز و اللََّه اعلم. (فرهنگ رشیدی): دل سرکشان پر ز وسواس بود همه دشت پر بانگ ترناس بود. فردوسی (فرهنگ جهانگیری). کمان ابر و بارانش الماس بود همه کوه پر بانگ ترناس بود.اسدی (ایضاً).

کلمات هم‌قافیه با «ترناس.»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «س.» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید