معنی ترقیط
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) آب پاشیدن بر جامه، چنانکه نقطه ها از آب بر آن پدید آید. (از اقرب الموارد). || (اصطلاح بدیع) صاحب نفائس الفنون در فصاحت لفظی آرد:... هفدهم، ترقیط، و این عبارت است از آنکه کلماتی بیارند که یک حرف از آن منقوط باشد و یکی عاطل، و آن کلمات را رقطا خوانند چنانکه حریری گفته... و از پارسی: غمزهٔ شوخ آن صنم خسته بهزل جان من.(مقالهٔ اولی در علوم ادبی ص ۴۶).
کلمات همقافیه با «ترقیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر