معنی ترقیص
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) برجهانیدن مادر کودک را و جز آن. (زوزنی). برجهانیدن و ببازی داشتن کودک را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). برجهانیدن کسی را. (از اقرب الموارد). || برقص واداشتن کسی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || نزد متأخران از قاریان، قصد سکوت است بر سکون و سپس اعراض از آن با حرکت دادن حرف به شتاب، و آن منهی عنه است زیرا از بدعتهایی است که قاریان نهاده اند، چنانکه در دقائق المحکمة و اتقان بیان شده است. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «ترقیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر