معنی ترفند کردن
7 بازدید
[ تَ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) مکر و حیله کردن. زرق و دستان کردن. تزویر کردن : بسی چاره ها جست و ترفند کرد سرانجام پنهان یکی بند کرد.(گرشاسبنامه). و رجوع به ترفند و ترفنده شود.
کلمات همقافیه با «ترفند کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر