معنی ترفنج
5 بازدید
[ تَ فَ ] صلی الله علیه و آله و سلم راه باریک و دشوار باشد. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۶۹) (فرهنگ اسدی نخجوانی) (برهان) (فرهنگ جهانگیری) (شرفنامهٔ منیری) (اوبهی) (فرهنگ رشیدی). باریک و دشوار. (انجمن آرا) (آنندراج): راهی کو راستست بگزین ای دوست دور شو از راه بی کرانه و ترفنج. رودکی (از لغت فرس اسدی ایضاً). ره دوزخ خوش و نغز و وسیع است ره مینوست بس دشوار و ترفنج. شیخ روزبهان بقلی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «ترفنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر