معنی ترغوبالیغ
6 بازدید
[ تُ ] (اِخ) (دیه نزل) قصبه ای است به دوفرسنگی قراقورم. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا): دیگر به دوفرسنگی قراقوم بر جانب مشرق بر گوشهٔ پشته ای کوشکی ساخته اند که بوقت توجه به جانب مشتاة و مراجعت گذر بر آن باشد... و آن موضع را ترغوبالیغ نام نهاده اند. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۱۷۰). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۳ شود.
کلمات همقافیه با «ترغوبالیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر