معنی ترصد
6 بازدید
[ تَ رَصْ صُ ] (ع مص) چشم داشتن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (غیاث اللغات) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ترقب. (المنجد). چشم داشتن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ترصد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صد» برای سرودن شعر