معنی ترشی انداختن
6 بازدید
[ تُ / تُ رُ اَ تَ ] (مص مرکب) ترشی گذاشتن. آچار ساختن. پروردن آنچه از میوه ها در سرکه آچار طعام را. آچار کردن سرکه با سبزیها و میوه ها. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). -دختر را ترشی انداختن؛ بمزاح، بشوی ندادن و در خانه داشتن او را. (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «ترشی انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر