معنی ترشینک
4 بازدید
[ تُ / تُ رُ نَ ] (اِ) رستنیی باشد بوستانی که به عربی حماض گویند و تخم آن را بذرالحماض خوانند. (برهان). حماض بستانی. (ناظم الاطباء). رجوع به ترشک و ترشه شود.
کلمات همقافیه با «ترشینک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر