معنی ترحیب کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) خوش آمدگویی کردن. گرم پرسیدن. برخورد خوش کردن : چون مرا بدید حالی از اسب پیاده شد و ترحیبی کرد و اهتزازی تمام بمشاهدهٔ من اظهار نمود. (جهانگشای جوینی). و بتخصیص سلطان عثمان را ترحیب بسیار کرد. (جهانگشای جوینی). چون مرا دیدند ترحیب تمام کردند و در آن مشاورت مرا امین ساختند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۷۵).
کلمات همقافیه با «ترحیب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر