معنی واژه ترجان
3 بازدید
[ تُ ] (اِخ) خره ای از مهاباد آذربایجان. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۴۲۵ و ۴۶۹ و تورجان شود.[ تَ ] (اِخ) قضایی است تابع ارضروم «ارزنةالروم»، و این نام را بمناسبت رودخانهٔ ترجان که در آن جاری است بدان داده اند. مرکز آن قریهٔ ماماخاتون است که از ارضروم ۱۴ ساعت فاصله دارد. محصول آن حبوبات مختلف و بعضی از میوه ها و سبزیهاست. سکنهٔ آن ۲۴۳۶۸ تن، مرکب از مسلمان و ارمنی است. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به همان کتاب شود.[ تَ ] (اِخ) نام رودی است در ارضروم «ارزنةالروم» که از قضای ترجان میگذرد و سرانجام به رود فرات میریزد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۳).