معنی ترب کندن
6 بازدید
[ تُ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از جماع کردن. (آنندراج): چه تربها که نکندم بطرز خود که فلک ز یمن هزل بمن داد خط ترخانی. ملا فوقی ((از آنندراج). || در بیت زیر از گلستان بمعنی رفع زحمت کردن و نظایر آن آمده : امروز دو مرده پیش گیرد مِرْکَن فردا گوید تربی از اینجا برکن. سعدی (گلستان چ فروغی ص ۱۹۴).
کلمات همقافیه با «ترب کندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر