معنی تربیع
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) چهارسوی کردن. (زوزنی). چیزی را چهارسو ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چهارگوشه کردن چیزی را. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). چهارگوشه ساختن چیزی را. (فرهنگ نظام). مربع ساختن خانه یا حوض را. (المنجد). مربع ساختن حوض را. (اقرب الموارد): کعبه در تربیع همچون تخت نرد مهره باز کعبتین جانها و نرّاد انسی و جان آمده. خاقانی. پس بر آن مجمر که در تربیع منقل کرده اند اولین تثلیث مشک و عود و بان افشانده اند. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۱۱۴). تاج تو تدویر چرخ تخت تو تربیع عرش در تو به تثلیث ذات صولت و عدل و حکم. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۲۶۷). تقطیع و توسیع عرصهٔ جامع تعیین رفته بود و تأسیس و تربیع آن تمام گشته. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۲۰). || (اصطلاح نجوم) بیرونی آرد: نیم برید آنست که قمر بچهارم برج باشد از برج آفتاب و درجات قمر چند درجات او و این را تربیع اول خوانند و به شب هفتم بود به تقریب از ماه. (التفهیم چ همایی ص ۲۱۰). ... و چون قمر نیز ببرج دهم باشد از برج آفتاب و درجه های هر دو نیمبرید نام کردند که نور قمر اندر این دو وقت به نیمهٔ آنچه دیده آید از تن وی راست باشد، پنداری که بدو نیم بریده است و این دو تربیع [ تربیع اول و تربیع دوم ] را هم جزو دوم طالع بیرون آورده اند همچنانکه اجتماع و استقبال را. (التفهیم چ همایی ص ۲۱۰). || (اصطلاح نجوم) از چهارمین خانه نظر کردن کواکب بیکدیگر. (منتهی الارب). به اصطلاح نجوم، از چهارمین خانه نظر کردن کوکب از برج سوم که ربع فلک است بکوکب دیگر. (غیاث اللغات) (آنندراج). در علم نجوم، بودن دو کوکب است بطوری که ربع منطقةالبروج یعنی سه برج میان آنها فاصله باشد و آن را نظر تربیعی نیز گویند. (فرهنگ نظام). رجوع به نظر شود. در میان قمر و ستارهٔ دیگر تفاوت چهار برج یا ده برج باشد، مثلاً اگر قمر در حَمَل باشد و زهره در سرطان و یا قمر در جوزا باشد و زهره در حوت این نظر دلیل دشمنی است از مدار، و این را تربیع از آن گویند که در میان قمر و کوکب دیگر بحساب درجات مفاصلهٔ نود درجه که چهارم حصهٔ فلک بود و آن سه برج باشد به اینطور که دو برج سالم و بقدر یک برج از جمع کردن درجات برج قمر و برج دیگر کوکب. (غیاث اللغات) (آنندراج): به تثلیث بروج و ماه و انجم بتربیع و به تسدیس ثلاثا. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۲۸). و علامات درج و دقایق و ثوانی و... تربیع و تسدیس بنوشت. (سندبادنامه ص ۶۴). جز کسی کاندر قضا اندرگریخت خون او را هیچ تربیعی نریخت.مولوی. سخت میتولی ز تربیعات آن وز وبال و کینه و آفات آن.مولوی.
کلمات همقافیه با «تربیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر