معنی تربزه
7 بازدید
[ تُ بُ زَ / زِ ] (اِ) تربز. هندوانه. (برهان) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ رشیدی). میوهٔ شیرین مبردی که بقدر خربزه و نام دیگر تکلمیش هندوانه است. این لفظ در سنسکریت ترمبوجم است. در هندوستان این میوه را تَربوز گویند. (فرهنگ نظام). -امثال: تربزه خور را به جالیز چه کار، نظیر: به خوان کسان کدخدایی مکن. (امثال و حکم دهخدا ج ۱ ص ۵۴۳). || بادرنگ. || خیار. || ترب. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). تربز. تربیز. (فرهنگ نظام): آنچه نبینید نمودن که چه تربزهٔ بی مزه بودن که چه؟ ضیاء بخشی (از انجمن آرا). رجوع به ترب و تربز و تربیزه شود.
کلمات همقافیه با «تربزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر