معنی تراییدن
5 بازدید
[ تَ دَ ] (مص) تراویدن و تراوش کردن. (برهان) (ناظم الاطباء). ترشح نمودن. (ناظم الاطباء). رجوع به ترابیدن و تراویدن شود.
کلمات همقافیه با «تراییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر