معنی تراش کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) عبارت از آن است که مانند چیزی که خواسته باشند بسازند و آن چیز که ساخته شود، بعینه مانند منقول عنه گردد. (آنندراج). || تراش کردن درخت؛ بریدن شاخه های زاید آن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || تراشیدن ریش. (ایضاً). || تراشیدن. برداشتن از روی چیزی با آلتی بُرنده. (ایضاً): بقوت تو من از جملهٔ بنی آدم تراش کردم چیزی چو کفشگر ز ادیم. سوزنی.
کلمات همقافیه با «تراش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر