معنی تراش زدن
6 بازدید
[ تَ زَ دَ ] (مص مرکب) تراشیدن و ستردن موی. (آنندراج): خط را زدی تراش و جهان در ندامت است مصحف سپید گشت نشان قیامت است. عبدالرزاق فیاض (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تراش زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر