معنی تراشکاری
6 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) عمل تراشکار، چون خواهند ابزاری سازند و یا قطعهٔ فرسودهٔ ماشینی را عوض کنند قطعهٔ آهن یا پولادی را در ماشین های مخصوصی قرار دهند و با دقت کافی و تراشیدن آن قطعه از آهن و پولاد ابزار مورد نظر را سازند. رجوع به تراشکار شود.
کلمات همقافیه با «تراشکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر