معنی تراز کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) هموار و مستوی کردن چیزی. || قرار دادن تراز در آخر حساب. بالانسه . (فرهنگستان). معادل کردن دو ستون دخل و خرج در دفاتر حساب، اعم از دفاتر بانکی یا بازرگانی. || نقش و نگار کردن : گهی ز میغ زند بر مه دوهفته رقم گهی ز مشک کند بر گل بنفشه تراز. قطران (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «تراز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر