معنی ترابی
4 بازدید
[ تُ ] (ص نسبی) در زمان بنی امیه دوستداران حضرت علی بن ابیطالب را ترابی می گفتند. (اللباب فی تهذیب الانساب ص ۱۷۱).[ تُ ] (ص نسبی) جمعی در مرو به این نسبت انتساب کنند و بداد و ستد حبوبات اشتغال دارند. (انساب سمعانی).[ تُ ] (اِخ) از اهالی قسطمون و از شعرای قرن دهم هجری است و بوعظ و تدریس اشتغال داشت. اشعار او عارفانه است. (از قاموس الاعلام ترکی).[ تُ ] (اِخ) تقی الدین بن اسماعیل بن یوسف السندی حصکفی الشافعی، مکنی به ابوبکر، مشهور به ترابی. بسال ۹۲۰ هـ . ق. در عمادیه در گذشت. او راست: شرح القصاری فی التصریف. (از اسماء المؤلفین ص ۲۳۸).[ تُ ] (اِخ) زاهد نخشبی، ابن احمد. محدث است. (منتهی الارب).[ تُ ] (اِخ) عبدالکریم بن عبدالرحمن. محدث است. (منتهی الارب).[ تُ ] (اِخ) محمدبن ابی الهیثم. محدث است. (منتهی الارب). ابوبکربن ابی الهیثم محمدبن عبدالصمد ترابی. ابن ماکولا گوید وی ابوبکر محمدبن ابی الهیثم عبدالصمد الترابی المروزی است. از ابومجد عبداللََّه بن احمدبن حمویه السرخسی روایت کند و از او حسین بن مجدالفراء البغوی و ابوالمظفر سمعانی که هر دو تن شافعی اند و جز آن دو روایت دارند. وی در ماه رمضان ۴۶۳ هـ . ق. در سن ۹۶سالگی درگذشت. (اللباب فی تهذیب الانساب ص ۱۷۱).[ تُ ] (اِخ) محمدبن مروزی، ابن احمد. محدث است. (منتهی الارب).[ تُ ] (اِخ) مصطفی افندی. از شعرای عثمانی در قرن دهم هجری و از اهالی کلیل است. دارای اشعاری لطیف است و در ذکر تاریخ مهارتی دارد. (از قاموس الاعلام ترکی).[ تُ ] (اِخ) نصربن یوسف. محدث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ترابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر