معنی ترائی

معنی ترائی

5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) یکدیگر را دیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی) (آنندراج). دیدن بعض آنها مر بعض را، کذا تراء الجمعان؛ یعنی دچار شدند آن دو جمعیت بهم. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دیدن بعض قوم بعض دیگر را. (اقرب الموارد) (از المنجد). || خود را در آیینه دیدن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || نمودار شدن چیزی و پیش آمدن کسی را از پریان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خود را نمایاندن بکسی. (المنجد): و لما تراءت عند مرو منیتی؛ یعنی هنگامی که درنزدیک مرو مرگ خود را بمن نمایاند. (از اقرب الموارد). نمودار شدن چیزی. (آنندراج): ترائی لی؛ ظاهر شد تا که دیدم یا پیش آمد ببینم او را. || سرخ و زرد شدن غورهٔ خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ظاهر شدن رنگهای غورهٔ خرما. (اقرب الموارد). || نگریستن در کار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || در برابر یکدیگر افتادن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی): داراهما چتتراءَیان؛ ای تتقابلان. (اقرب الموارد). فی الحدیث: لاترائی ناراهما؛ یعنی لازم است مسلم را که همسایگی نکند با مشرک و خانهٔ خود را از خانهٔ مشرک دور دارد بحدی که اگر برافروزد آتش را نبیند آنرا آتش مشرک، و اصل آن تتراءی ََ است و یکی از دو «ت» برای تخفیف حذف شده است. (از منتهی الارب). || مایل شدن به رأی کسی و اقتدا بدو کردن. (المنجد). || نمودار و ظاهر شدن کیفیت کار: تراءی ََ لی ان الامر کیت و کیت؛ ای ظهر لی. (المنجد). || بزحمت هلال را نگریستن که دیده می شود یا نه. (المنجد).

کلمات هم‌قافیه با «ترائی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید