معنی ترئیس
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) مهتر کردن. (زوزنی). مهتر گردانیدن کسی را بر قومی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رئیس گردانیدن. (اقرب الموارد) (المنجد).
کلمات همقافیه با «ترئیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر