معنی ترئیة
6 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) بنمودن کسی را خلاف اعتقاد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || پیش کردن کسی را آینه، یا پیش داشتن او را تا بیند در آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || (اِمص) خوبی. || (اِ) دیدار خوب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ترئیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر