معنی ترأی
7 بازدید
[ تَ رَءْ ئی ] (ع مص) دیدن در آینه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (المنجد). || پیش آمدن کسی تا دیده شود. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد). پیش آمدن کسی را تا ببیند او را. || مایل شدن به رأی کسی: هو یترأی برأی فلان. (اقرب الموارد). مایل شدن به رأی کسی و اقتدا کردن به آن. (المنجد).
کلمات همقافیه با «ترأی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أی» برای سرودن شعر