معنی تذریف
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) افزون شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (آنندراج). فزون آمدن بر صد. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (تاج العروس). فزون آمدن بر پنجاه. (متن اللغه) (المنجد) (منتهی الارب). و منه قول علی رضی اللََّه عنه: قد ذرفت علی الستین و فی روایة علی الخمسین. (تاج العروس). || ریختن اشک را. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (المنجد) (متن اللغه). || خ آگاهانیدن کسی را بر چیزی. (اقرب الموارد). || مشرف گردانیدن کسی را بر مرگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغه) (تاج العروس). نزدیک ساختن کسی را بر مرگ. (المنجد). رجوع به تذراف و تذرفه شود.
کلمات همقافیه با «تذریف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر