معنی تدمیث
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نرم گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نرم گردانیدن خوابگاه. (المنجد) (اقرب الموارد): دمث لجنبک قبل النوم مضجعاً؛ یعنی بگستران و آماده و مهیا ساز آنرا. (اقرب الموارد). نرم و آسان گردانیدن مکان. (المنجد). || ذکر کردن حدیث. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): دمث لی ذلک الحدیث حتی اطعن فی خوضه؛ ای اذکر لی اوله حتی اعرف وجهه فاعلم کیف آخذ فیه و هو قریب من التمهید. (اقرب الموارد). ذکر کردن حدیث یا تمهید آن. (المنجد).
کلمات همقافیه با «تدمیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر