معنی تدمشق
6 بازدید
[ تَ دَ شُ ] (ع مص) محاصره کردن دمشق . (ناظم الاطباء). || بدمشق درآمدن. (المنجد) (ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تدمشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر