معنی تدلیة
7 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) کسی را در کاری افکندن به حیلتی. (تاج المصادر بیهقی). کسی را بحیلت در کاری افکندن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). انداختن یا نزدیک کردن کسی را بغرور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد): {/Bفَدَلاََّهُمََا بِغُرُورٍ.۱-۲۷:۲۲/} (قرآن ۷/۲۲)؛ یعنی نزدیک ساخت آنان را بنافرمانی، یا نزدیک ساخت آنان را از بهشت بزمین یا جرأت داد آنان را بر خوردن. از دلّ، و دالّة، یعنی جرأت. (از منتهی الارب). || چیزی بجای فروگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی).
کلمات همقافیه با «تدلیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر