معنی تدریجی
6 بازدید
[ تَ ] (ص نسبی) منسوب به تدریج. - تدریجی کردن کاری را؛ عملی را به آهستگی و دوام انجام دادن. - عمل تدریجی؛ کاری که به آرامی و آهستگی و کم کم اجرا شود. (ناظم الاطباء). مقابل دفعی.
کلمات همقافیه با «تدریجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر